۳۱ شهریور ۱۳۹۱ ه‍.ش.

so hinesss


كمك فنر ها اصلن خوب فكر نمي كنند. وقتي مستقيم مي روي و به بالا مي روند و به جلو مي روند. مثل يك پر تاب و تاب و تاب و مي م ي مي م ي خورنددددد و من يك يك يكو بار پشت ماشين با مسلتي كه كساني كه نمي خواستم هر كدام به يك دليل مختلف يه دليل مختلف با من بخوابند (نخوابند) كاش بودم كاش بودم كاش بودم ولي هستم ولي هستم با خورشيدي كه از طبقه ي بالا به سرم مي تابد اصلن نديدم به سمت در مي رود. به سمت در مي رود. هر بار به يك دليل مختلف. و رنگ هايش، و دست راستم. دست چپم رو چه كار مي كردم. چه كس خلي؟ دست راست من در تمام اين مدت كجا بود؟ يا توي موهايش بود يا روي سينه هايش. حالا كجاست؟ حالا كه نيست. بدون دستيني. به انگليسي. به همام دقتي كه همه كارهايم از جمله جريان سيال نوشتن را انجام مي دهم. از انجام لجن مي سازي؟



To be good is to go rude. To fuck so closely. Barely gone. And stranger after what doesn't kill you. But road can. Road cans kill you. Cans. Bean. Comedy. Back. Down. Her. Her. She. She was. She has or have? And differences. What make us different. Once with two. Another time with another to. People I don't mind not fucking. For that studio he has in California. And he did use to smoke. He called her moonshine. Do we have such word? Do people regularly use it in new york? In times square? In time square we have no. No. No. Searching. Tehran. Anywhere. Does it matter where we live? New York or whatever there are people you can sleep with. Mostly people you love. Always the one you love. Salisalalasali sala. You know that. Cause I caught you chasing america. The land of freedom and one those left for mars, mars and mushroom. What scientists have with their lunches at NASA. After they prayed for Mahdi. To came over, and have an orgy party. All prophets fucking marilyn monroe. In times square. Madonna fuck other holy guys. And virgin, up there, having good times giving head to Che. Sorry pope. What are we living for? Another hero. Batman. Batman. The show must go on. 7 times a week, in times. So call all condom factories over state. Tell them we need those without. We need to clean street before Osama's planes hit the towers. Why towers? Fuck you mate. Why towers? There were people hoping to see Marilyn on the stage. Just once more. Why towers you fuckhead? I can't off my head. Cause show must go on. I remember it well. I was sitting back of the cab. Its four in the morning. Does he need to go to new york. Do I need to. I need to jish in a studio. Yes. 

۹ مرداد ۱۳۹۰ ه‍.ش.



دوش خانه دو حالت داشت و معمولن روی حالتی بود که آب تند و شلاقی می‌پاشید. ''معمولن'' چون فلورا بود که هرروز بعد از این که آب‌جوش را روی دو قاشق چای می‌ریخت و زیرِ آب را کم می‌کرد، دوش می‌گرفت. ساقی که بیدار می‌شد، چای حاضر بود و فلورا یا داشت از خانه بیرون می‌رفت و دنبال کلیدش بود، یا رفته بود از خانه و فقط بوی عطرش بود. بی‌کلید بیرون نمی‌رفت که همیشه قبل از ساقی برمی‌گشت. شده بود بی‌کلید بیرون برود و ساقی را سه‌ی بعدازظهر بکشاند خانه، که ''کلید یادم رفته''. حالت دیگر دوش، حالتی بود که آب شره می‌کرد. فلورا می‌فهمید که روز قبل، بعد از این که از خانه رفته، ساقی دوش گرفته. شاید هر دو روز یک‌بار دوش می‌گرفت، ولی فلورا از آن‌ها نبود که همه‌چیز را راجع به ساقی حفظ باشد، از هر چیز کوچکی بفهمد ساقی چه کار کرده.

۱۵ تیر ۱۳۹۰ ه‍.ش.

همه‌چیز نشان می‌دهد که یک‌روز بوده‌ای



همه‌چیز نشان می‌دهد که یک‌روز بوده‌ای. خوابیده‌م روی مبل. بی‌حوصله. تلفن در دستم است و همه‌چیز نشان می‌دهد یک‌روز بوده‌ای. این‌طوری نیست که راه بروم و به آدم‌ها نگاه کنم و فکر کنم که هرگز نبوده‌ای. راجع به فعل "بودن"ـت حرف می‌زنم، نه کیفیت "بودن"ـت. همین است که شماره‌ات را می‌گیرم و صدای باد می‌آید. صدای باد می‌آید؟ صدای باد که می‌آمد دلم هُری می‌ریخت. دیگر دلم نمی‌ریزد. دلم هُری نمی‌ریزد صدای باد که می‌آید. قطع که می‌کنم، می‌خواهم که به یکی زنگ بزنم، فکر می‌کنم به این که چرا شماره‌ی هیچ‌کس را حفظ نیستم جز شماره‌ی تو. پس چرا دیگر دلم هُری نمی‌ریزد؟ مگر تمام می‌شود همه‌چیز یک‌باره؟ مگر می‌شود همه‌چیز یک‎‌باره تمام شود و شماره‌ات هم یادم نیاید؟

۲۹ دی ۱۳۸۹ ه‍.ش.

so hiness

we are lesbian. we are gay. we are everything you always wanted to be. we smoke cigarette. we do weed. we drink alcohol. we eat meat. yeah we do weed. yead we oo deed. like it goes in diidii diiiid
.
نمي‌دونم چند نفر. ولي كاري كه از دستم بر مي‌آد اينه كه رو عينكم نخوابم و ندارم آي فون چيزايي كه مي‌نويسم رو غلط إملائي بگيره مث خيلي چيزاي ديگه. بقيره. بقياه. بولخاب. باتحاد. بلتمود دارم مي‌نهدم. مي‌خندم كثافت. ولي دستام ام كه مي‌لرزن. تو نبايد خيلي هم از من كندترا باشي. هوگز. با اين كه خيلي مي‌گذره. تا اسمسات و جواب بدي. مث همون خيابونه كه شبيه سان‌فرانسيسكوئه. فرانسيسكوئه. فرانسيسكويئه بكن باور. ايب. وثائق. بله. دان دان دان. برج. موتور و دود بر اتوباتيككخي اوتوبانيوبه نام‌هاي مدرس و دوستان. در دورترين نقاط شهر نسبت به مركزي‌ترين مناطق آن. سكيب بودن. سكسي‌بودن يك ده‌درجه اي با آرامش قوي‌هاي سياه آرام آرام. نيكول كيدمن يا پنه‌لوپه كروز. هنوز كه دستاي من مي‌لرزه بچه‌ها. چون قندم پايينه و من متعلق به شمام. همون طور كه فندكم پايينه. بابام فندكم و مي‌بينه. اگه مي‌ديد چي مي‌گفت. صدا و سيما؟ گفت؟ گفت يا من بد نفس مي كشيدم. به خطا. فلافل مدائن و آينه. گيم‌نت. گفت. پنجره‌هاي دوجداره و پنه‌ي قارچ رضي‌جون. شري. شري. فلان. و راس. و چوب. دختر. شت. لا اله الا الله. دست بند. تو نه. تو الان نه. تو نوبتت در الان نمي گنجد. شايد فردا. شايد هروقت ديگر. من مواظب تو خواهم‌بود. ب. مگر هم‌جنس‌گرايي عيب است؟ جمع مي‌شويم همه‌مان. شرت‌هایمان را آتشی می‌زنیم و قبل از اين‌كه فكرش را بكنيد، بكرش را بكنيد، فرياد برمی‌آوريم كه. كه. كه:

We are lesbian. We are gay. We are straight and everything you always wanted to be. we smoke cigaretteS. we do weed. we drink alcohol. we eat meat. yeah we do weed. yead we oo deed. like it goes in diidii diiiid. We are everything you are ashamed of. We cry outside when it's not raining. We fuck policewomen. We fuck policemen. We try to fuck ourselves but we can't. We rent our dicks. We sell cunts. We sell our wings. We give fucks. We don't give fucks. We fuck gives. And stuff. And stuff. Then go on. Just go on. Eight percent. Let's say done.

۲۶ دی ۱۳۸۹ ه‍.ش.

چهل - برف


تخم خودم و چشمم از بس پشت این میز لعنتی نشستم درد می‌کند. با این که احساس سرما می‌کنم، عرق کرده‌ام. عرق سمت چپ بدنم که نزدیک پنجره است، سرد شده. چند وقت یک‌بار خم می‌شوم، پرده را کنار می‌زنم، به تیر چراغ برق نگاه می‌کنم، هنوز برف می‌بارد. به تیر چراغ‌برق دورتر نگاه می‌کنم، هنوز برف، ولی آهسته‌تر، می‌بارد. به جایی که برج میلاد باید باشد نگاه می‌کنم، نیست. آن طرف خیابان هم حتا نیست. قبلن می‌دانستم اگر برف روی میله‌های تراس بنشیند، مدرسه‌ها تعطیل می‌شوند. شاید باورتان نشود الآن صدای کلاغ آمد. به گزارش خبرگزاری فارس همه‌ی مدارس فردا در نوبت صبح تعطیل می‌باشد. تا بعدازظهر گند برف ‌ها را برداشته. همه‌ش کثیف شده و شلپ‌شلپ می‌کند. بعدازظهری‌ها در گند و کثافت، شلپ‌شلپ‌کنان به سمت مدرسه می‌روند و هم‌کلاسی‌های منحرفشان، برف گندوکثافت‌برداشته توی یقه‌شان می‌ریزند و خنده‌های شیطانی می‌کنند. می‌روم آش‌پزخانه. کونِ چایی‌گذاشتن ندارم. یخچالمان چکه می‌کند و من که از سرمای کاشی‌ها سعی می‌کنم کف پایم را به زمین نچسبانم، پایم خیس می‌شود و به مقصد نامعلومی فحش می‌دهم. از یخچال شیر برمی‌دارم. دهانم مزه‌ی شیر مانده می‌دهد. ترش است و از آن بدم می‌آید. هی از پنجره به بیرون نگاه می‌کنم که ببینم برف می‌اید یا نه. ساعت دووپنجاه‌ویک دقیقه‌ی شب است و من بعض دارم.