۲۴ آبان ۱۳۸۸

بیست - آه پیش از آن که در اشک




به در می روی؛

ز در می روی و من می روم؛

ز من می روم؛







*عنوان از الف. بامداد

۵ نظر:

ندا گفت...

به رفتن بيشتر "عادت" داريم تا "نياز"، نه؟
شايد

-چه خوب بود ايول؛)-

دونقطه گفت...

کاش به رفتن عادت می کردم
رفتن ، همیشه رفتن :دی

Alik گفت...

هرگز به نبودنش بیندیشیم یا نه؟

Siyaha گفت...

دعوت شده ای به پاییز بازی: به پاریس جشن بی کران بیا!

سین . گفت...

salaam saeed , in link jadidamo link kon , un yekkio benda door .