۳۱ خرداد ۱۳۸۹

سی و دو - وقتی می ترسم همه چیز تمام شود، شش کلمه نیست




همیشه صدای سوختن سیگار غم گین ترین صدا هاست. خرد می کند مرا، لِه می کند، لِه می شوم، چون خوب می دانم یعنی چه، دیگر فهمیدم چه قدر خسته باید باشم که بتوانم بشنوم اش. اگر بخواهی بتوانی بشنوی صدایش را، باید تنها باشی -تنهای تنها-، باید یک جای آرام باشی، باید ساکت باشی، باید دور و برت هیچ صدایی نباشد، همه چیز خفه ی خفه، حتا شب باید باشد، آرام ِ آرام، باید نشسته باشی برای خودت یک گوشه، بعد بتوانی بشنوی اش. وقتی می شنوم اش یعنی همه ی تنهایی ها، سکوت ها. تنهایی ها و سکوت ها. و بغض ها. وقتی می ترسم همه چیز تمام شود، صدای سیگارم را می شنوم.
نشستم در اتاقم، آرام ِ آرام، پشت میز، و گوش می دهم به صدای سوختن سیگارم. دارم می ترسم از این که ناگهان همه چیز تمام بشود. الان می توانم بگویم همه اش دارد در ترس این که اصلن نشود، یا اگر شد، تمام نشود می گذرد. حتا هر چه قدر هم بگوبم که همه چیز در لحظه است که هست، اما همه چیز دارد خفه می شود در این گنگی ِ لحظه، این که نمی دانم الان می توانم عشقم را نشان بدهم یا نه، من که متنفرم از سکون، جاری اش می توانم کنم یا نه. نترسم اگر جاری شود و نشود، چه می شود.
این جور ترسیدن، خفه می کند آدم را. لال اش می کند. لِه می کند. می نشاند یک گوشه که فقط آن قدر تنها باشد که صدای سیگارش را بشنود. فقط صدای سیگارش را بشنود.
بگیر لعنتی از من این ترسیدن را.

۳ نظر:

دونقطه گفت...

چه خوب که من آخوند نیستم و تو منبرم .


- زار و زار گریه می کردن پریا...-

ناشناس گفت...

آهنگ cheers darlin رو یه گوشی بده!! (Domien Rice)

ناشناس گفت...

bazam kheyli ghashang neveshti ama , khodet az khodet begir un tarsidano ...